خستگی ناشی از دوست داشتن..

خستگی ناشی از دوست داشتن رو همیشه دوست داشتم و دارم..

دوست داشتن صرفا یه وجود مذکر نیست..

اونشم قشنگه ها! اما این دوست داشتنه حس بهتری بهم میده..

قبلا یه بار تجربش کردم..

اما خیلی وقته که دیگه حسش نمیکنم..

شدیدا نیازش دارم..

چرا نیست؟! اینو فقط میتونم از خدا طلب کنم همین..

میشه بدی بهم؟ مهرشو بندازی به دلم؟ مثل همون روزا؟

میدونم دست تو هم هست ..کافیه بخوای..

نیازش دارم شدیدا..

میشه دعام کنید اگه میشه؟

# ناب

  • دوشنبه ۲۱ آبان ۹۷

کودک ذهن

کودک درونِ.ذهنم رو میخام خفه کنم..

دستمو بزارم رو گلوش و نفسشو بند بیارم..

دست و پا بزنه..

تا اغما ببرمش و بعد ولش کنم اونم سرفه کنه بعد حالش بیاد سرجاش و جون دوباره بگیره:))

یه مدت قهر میکنه باهام بعد یاد میگیره ادم باشه و بچگی نکنه بیش از حد..

الان لوس شده! پرخاشگر شده..

:)

#صرفا خیالی.

  • يكشنبه ۲۰ آبان ۹۷

قوی باش

چه حرف ها که درونم نگفته میماند خوشا به حال شماها که شاعری بلدید..


#دلم میخاست یکی بود میگفتم همه حرفایی که سنگینی میکنه تو دلم رو بهش.

اونم گوش میداد ..

#از همشون و همه چی متنفرم و خستم 

  • جمعه ۱۸ آبان ۹۷

>توی خجالتی<

میگن حسِ قشنگیه کسی رو که دوس داری نگاه کنی..

منم اون روز محو خجالتت و چهرت شدم! به همون غلظت تلاقی نگاهامون رو هم..

حس گنگ خوبی بود..

حتی وقتی مطمینی وصالی نیست..

و من امروز فکر کردم به اینکه چرا نمیشه وصال؟ و هیچ جوابی نداشتم..

من نگاه مظلومتو دوس داشتم..بی دلیل..

کاش همین طور بمونی! کاش عوض نشی!

کاش یه بار دیگه از قصد تلاقی بخوره نگاه هامون بهم..

و من هیچ عذاب وجدانی نگیرم مثل اون روز اما چشم هم نگیرم ازت و سیر نگات کنم.

حس لعنتی دلم عشق نیست اما بی تفاوتی هم نیست..خنثی بودن هم نیست..

میخامت توی خجالتی رو..

#توی خجالتی😅


  • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

دور دست ترین نقطه های حال ممکن..

میگه :دلت نمیخاد عشق رو تجربه کنی؟ 

میگم :فعلا نه..

میگه: مشکلت فقط همونه؟!درست شه خنده میاد دوباره رو صورتت؟

میگم:فقط اونکه نه ولی اگه اون حل شه حالم بهتر میشه

میگه: چرا نمیخای امتحانش کنی؟

میگم: چی رو؟

میگه: توکل رو..یادت رفته نه؟!

میگم: نه ولی ایمان کامل ندارم مال اون قضیه.

گنگ خیره میشه به دور دست ..دور دست ترین نقطه های حالِ ممکن.

و فقط یه کلمه میگه: نمک نشناس

و من میرم تو فکر..تو فکر دوردست های اون..تو فکر توکل.. عشق حتی!

نه اون عشقی که اون میگفت..زمینی نه! از جنس نور..شاید خدایی..

حالا خدایی من عاشق خدام؟

و جواب من قاطع یه کلمس نه..

#این روزا تنهام خودت بگیر دستمو یا رب🌵

پ.ن:کاش خوب شه همه چی.

پ.ن:مطالب وبلاگ رو خودم مینویسم .

  • احوال نویس :)
  • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

پ.ن طوری

بارون و دلشوره..

بارون و دیوونه بازی..

خدایا تو این شلوغی مغزم که پر شده از دغدغه های وقت و بی وقت؛ هوامو داشته باش به شدت..

پ.ن: میگن زیر بارون خوبه دعا کردن الهی به حق تک تک قطره هاش حالتون همه جوره رو به راه شه..

پ.ن2:دیروز جشن رتبه هامون و قبولی مون بود. عکس گرفتیم با رتبه هامون خوب بود:)

پ.ن3: دانشگاه هم خوبه ؛درسا سنگینه ولی. 

پ.ن4:مثلا چی میشد اون موضوع حل میشد؟!

#پ.ن ها  کاملا بی ربط  طوری به هم

  • دوشنبه ۱۴ آبان ۹۷

کاکتوس طوری..مجهول الحال.. احوال نویس :|


یعنی من تو اوج ناراحتیام باید لمس گوشیم بریزه بهم که نترکونم وبلاگمو!/:

و بهونه الکی واسه ترکوندنش نیارم ..

#هرسه عنوان نام های بنده بودن در وبلاگ قبلی


  • جمعه ۱۱ آبان ۹۷
آرشیو مطالب
کلمات کلیدی